ماهرنگ🌘

مینویسم تا یادم نره :)

بعد مدت ها دیروز با سهیل رفتیم بیرون تمام راه درد مسخره نزاشت از کنارش بودن لذت ببرم رسیدیم انقلاب و سهیل اصرار کرد یکم قدم بزنیم هر چند متر که راه میرفتم یکم میشستم تا بتونم درد رو تحمل کنم سهیل اما جوری با من رفتار میکرد که دلم میرفت واسه محبتش . دلم میخواد زود تر خوب بشم چند هفته هستش که خونم زندگی با همین پستی بلندی ها قشنگه فقط من همیشه وقتی به سختی ها میرسم خیلی مظلوم میشم🥺😄

شنبه ۳۰ دی ۱۴۰۲ | 12 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

شاید اگه بلاگفا نبود رابطه منو سهیل به این شکل اصلا شکل نمیگرفت تا قبل نوشتن ازش به نظرم کاملا عادی و معمولی بود رفتارش ،اما از زمانی که شروع به نوشتن از سهیل کردم تازه تونستم رفتارش تحلیل کنم فهمیدم علاقه ای بین ما هست، شاید اگه نرگس نبود هیچ وقت نمیتونستم احساس خودم نسبت به سهیل درک کنم من همیشه روی محبت و علاقه خودم به سهیل برچسب های مثل دوست معمولی یا محبت خواهر برادری میزدم همیشه خودم قانع میکردم که بین ما هیچ چیز نیست جنس رابطه و احساس ما فرق میکنه هر چند نمیشد این حجم از محبت به دوست معمولی داشت پس میگفتم سهیل مثل برادرم اما بلاگفا و کامنت شما همه چیز عوض کرد نگاه منو تغییر داد یهو مه رفت و تونستم منظره زیبایی که علاقه ما ساخته رو ببینم البته خواستگاری یکی از همکارم از من به این روند سرعت بخشید چطور این همه مدت خودم و سهیل رو از تجربه احساس لطیف عشق و دوست داشتن بدون قید و شرط محروم کرده بودم ، احساس من همون اتیش زیر خاکستر بود که الان بیدار شده و کل وجود و قلبم رو به اتیش کشیده الان اشتیاقم به بودن در کنارش بیش از هر زمانی دیگه ای ،الان همه کارش که به نظرم بی‌دلیل و زیاده روی بود معنی پیدا کرده تمام اون تلاشی که سهیل برای با من بودن میکرد و باعث تعجب همه بخصوص خودم بود دیگه قابل درکه اما من به اندازه تمام این سال ها که اون عشق ورزید عاشقم به اندازه تمام دقایقی که کنارم بود و تلاش میکرد احساسش رو ببینم بهش محبت بدهکارم سهیل جانم جان دلم چطور انقدر صبور بودی

چهارشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۲ | 12 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

میتونستن مواد اوليه پيراشكى گوشت باشن اما به دليل تنبلى يه ماهرنگ همینجوری سرو شدن🤭🙆🏻‍♀️

برچسب‌ها : شکمو, لحظه نگار
دوشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۲ | 3 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

بالاخره مافين كدو حلوايى 🎃 درست كردم💃 ،جند وقت پیش توى وبلاگ گيله دخت نازنينم راجبش خونده بودم و خيلى دلم میخواست درست كنم:") ميشه گفت خوشمزه بود فقط يكمى شيرين شده بود^-^

برچسب‌ها : شکمو
دوشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۲ | 12 AM | ماهرنگ خوشگله :") | 

وقتى صبح روز جهارشبنه جناب پدر از خواب بیدارم كرد و محكم تر از همیشه بغلم كرد و گفت مطمئنم همون قدر كه دختر خوبى براى من هستى ميتونى همسر خوبى براى سهيل و مادر خوبى نوه هاى آینده من باشى روزت مبارك ماه بانو:")🫂❤️، زيباترين حس دنيا رو بهم داد🥰

برچسب‌ها : جناب پدر
یکشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۲ | 2 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

كنار مامان بزرگ خوابيدن از آرامش بخش ترين لحظاتی كه اين روز هاى مشغول تجربه اش هستم🌬 البته در آغوش كشيدن سهيل هم ارامشى وصف نشدنى رو به روح هديه ميده🌠 در نهايت آشپزی وامتحان كردن دستور پخت هاى جديد منو تبديل كردن به اروم ترين ورژن از ماهرنگ كه تا به حال ديده شده🌚 مثل شن و ماسه ساحل ام كه هيج موجى توان برهم زدن آرامش منو نداره~-~

یکشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۲ | 1 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

🎉🎊 Happy new year🎊🎉

سال نو ميلادى🎅🏻 ميتونه يه دليل باشه واسه تغيير و اضافه كردن عادت هاى بهتر به زندگیمون ،يا بشه به همون تاريخ خاص كه ميخواهيم شروع كنيم🎗

دوشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۲ | 12 AM | ماهرنگ خوشگله :") | 

يه هديه از طرف يار♡(کلیک )،جذابيتش در اينكه وقتى دبيرستانى بودم از اين خوشم ميومد و سهيل از اون موقع يادش بوده:")

اينم اهنگ مورد علاقه من🌙

یکشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۲ | 11 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

خدایا ممنونم بخاطر طعم خرمالو خدا ممنونم بخاطر اينكه قرار كل زمستون ❄️مامان بزرگ شكلاتى بمونه خونه ما👵🏾 خدایا ممنونم كه با مهسا جان👩🏻‍🦱 آشنا شدم و كلى دستور طبخ غذا 🥘بهم ياد داده خدايا ممنون مدل خنديدن سهيل 😍 ممنونم كه كوكى هاى كه درست كردم همه دوست داشتن ممون بخاطر اون شب كنار اتيش🔥 ممنون واسه مزه ها و كلى تشكر ...

سعيد و انه جان از دور بوس بهتون😘

برچسب‌ها : ممنونم
جمعه ۸ دی ۱۴۰۲ | 7 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

اینم یلدایی من🥰

کلیک

جمعه ۱ دی ۱۴۰۲ | 12 AM | ماهرنگ خوشگله :") | 
بیوگرافی

تو رو دوست دارم و این دوست داشتن حقیقی است که مرا به زندگی دلبسته میکند
لینک های مهم
نوشته‌های پیشین
برچسب‌ها
کد
طراحی شده توسط بلک تم