یادم یه با ح جان از در اومدن زیپ کیفش تو دانشگاه نوشته بود اون موقع حس نمیکردم انقدر اتفاق دردناکی باشه تا اینکه امروز زیپ کوله پشتیم تو راه دانشگاه خراب شد😮💨 همش به خودم میگم امسال کیف رو بغل گرفتن خیلی ترندی تر اما بازم تحمل این کیف تا بعدظهر به نظرم سخت میاد
ماهرنگ🌘
مینویسم تا یادم نره :)
این روز حس خیلی بدی نسبت به ارایش دارم، اقایون خیلی راحت تر و آزاد تر از خانوم ها هستن، فکر اینکه باید چند لایه کرم کرم پورد به صورتم بزنم تا زیبا تر به نظر بیام خیلی اعصابم خورد میکنه به ارایش بقیه که نگاه میکنم احساس خفگی میکنم احساسی مثل اینکه چند لایه لباس زمستونی رو رو هم وسط تابستون بپوشی😨
اپ کاله کوک رو به همه پیشنهاد میکنم چون خودم به شخصه هر رسپی از رو امتحان کردم خیلی راضی بودم خیلی بروز و کاربری
به بخش نطرات تایید نشده نگاه میکنم دوست دارم همه چیز رو پاک کنم تا میخوام یه چیزی بنویسم وبلاگ پر میشه از کامنت های نامربوط با بدترین و رکیک ترین لحن اخه چرا من چه بدی در حق شما ها کردم که این همه کینه و عقده از من دارید

فیلم مزایای گوشه گیری رو دیدم ،میشه گفت فیلم خیلی جذابی بود و توصیه میکنم ببینید
چرا انقدر اروم حرف میزنم چرا یه جوری رفتار میکنم که مضطرب به نظر بیام چرا من تو چنین مواقعی بی اعتماد بنفس ترین ادم دنیا میشم اخه چرا
بهم زنگ زده میگه چند روزپیش بهم زنگ زده بودی ولی کار داشتم گفتم الان بهت زنگ بزنم گفتم مطمئنی من زنگ نزده بودم گفت اشکالی نداره اوکی خواستم عیدت تبریک بگم خانم علیزاده گفتم ببخشید ولی نشناختم (از قصد گفتم)بعد گفتم اهان یادم اومد فکر کنم باید اقا امیرسام باشید عید شما هم مبارک خدانگهدار .
گاهی دلم میسوزه برای ادم هایی که تمام تلاششون رو میکنن تا تو خاطره یه نفر زنده بمونند و با این که میدونند امکان بازگشت به گذشته نیست خودشون رو توی برزخ نگه میدارن:(
سهیل بدجوری سرما خورده و من به رسم عاشقی پاشودم براش سوپ درست کردم و هر چیزی که سرما خوردگی رو خوب میکنه رو ریختم توی سبد و اسنپ گرفتم رفتم منزل پدریش،رفتم دیدم داره ماشین میشوره یکمی کمکش کردم بعد هم یه ربعی منتظر موندم تا حامد اجازه ورود به خونه رو بده فکر کنم خونه عملا منفجر شده بود براشون شام درست کردم یه جارو برقی ساده هم کشیدم و کلی معاشرت کردیم خلاصه خوب بود شب هم برگشتم ،خانواده جدیدم رو دوست دارم و حس میکنم میتونم حال بهتر رو کنارشون تجربه کنم
من و جناب همسر داریم از ماه عسل برمیگردیم: )
چقدر دلم میخواد ساعت ها با خاله گلناز وقت بگذرونم حضور رو خیلی دوست دارم بوی عطری که میزنه مدل خندیدنش و تمام نکات ظریف شخصیتش رو خیلی دوست دارم
ای که به عشقت زنده منم
سهيل جانم
https://uupload.ir/view/mohammad_esfehani_-_mehro_mah_(320)_nj5j.mp3/
خوش میگذره مهسا من جانک موندیم خونه ننه و بقیه رفتن عید دیدنی خونه خاله که آستارا زندگی میکنه امروز خواستیم اتیش درست کنیم باد نزاشت بعد فیلم دیدم اسمش فکر کنم درخشش ابدی یک ذهن پاک جالب بود با سهیل چند بار دعوا کردم سر چیز هایی که واقعا مهم نبودن اما بعدا درست میشه به قول خوش ما میتونیم رد بشیم ّ

تو زیبایی و این هیچ ربطی به زیبای ات ندارد♡
خرداد ۱۴۰۵
بهمن ۱۴۰۴
دی ۱۴۰۴
آذر ۱۴۰۴
آبان ۱۴۰۴
مهر ۱۴۰۴
شهریور ۱۴۰۴
مرداد ۱۴۰۴
خرداد ۱۴۰۴
اردیبهشت ۱۴۰۴
فروردین ۱۴۰۴
دی ۱۴۰۳
آذر ۱۴۰۳
آبان ۱۴۰۳
مرداد ۱۴۰۳
تیر ۱۴۰۳
خرداد ۱۴۰۳
اردیبهشت ۱۴۰۳
فروردین ۱۴۰۳
اسفند ۱۴۰۲
بهمن ۱۴۰۲
دی ۱۴۰۲
آذر ۱۴۰۲
آبان ۱۴۰۲
مهر ۱۴۰۲
شهریور ۱۴۰۲
مرداد ۱۴۰۲
تیر ۱۴۰۲
لحظه نگار (28)
تا پخته شود خامی (18)
GOOD MOVIE 🎬 (12)
شکمو (10)
جناب پدر (9)
اکلیلی🌋❤️ (7)
برفکم❄️ (6)
پادکست (5)
کتاب (4)
از تجربه ها (4)
ممنونم (3)
ایلام (2)
چالش (2)
خاورميانه (2)
زیستن با تو (2)
نخستین (2)
ماهرنگ در مسیر زندگی👣 (2)
ترک Yt (2)
Good App🔐 (2)