ماهرنگ🌘

مینویسم تا یادم نره :)

یادم یه با ح جان از در اومدن زیپ کیفش تو دانشگاه نوشته بود اون موقع حس نمیکردم انقدر اتفاق دردناکی باشه تا اینکه امروز زیپ کوله پشتیم تو راه دانشگاه خراب شد😮‍💨 همش به خودم میگم امسال کیف رو بغل گرفتن خیلی ترندی تر اما بازم تحمل این کیف تا بعدظهر به نظرم سخت میاد

پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۳ | 10 AM | ماهرنگ خوشگله :") | 

این روز حس خیلی بدی نسبت به ارایش دارم، اقایون خیلی راحت تر و آزاد تر از خانوم ها هستن، فکر اینکه باید چند لایه کرم کرم پورد به صورتم بزنم تا زیبا تر به نظر بیام خیلی اعصابم خورد میکنه به ارایش بقیه که نگاه میکنم احساس خفگی میکنم احساسی مثل اینکه چند لایه لباس زمستونی رو رو هم وسط تابستون بپوشی😨

چهارشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۳ | 10 AM | ماهرنگ خوشگله :") | 

اپ کاله کوک رو به همه پیشنهاد میکنم چون خودم به شخصه هر رسپی از رو امتحان کردم خیلی راضی بودم خیلی بروز و کاربری

برچسب‌ها : Good App🔐
سه شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۳ | 4 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

به بخش نطرات تایید نشده نگاه میکنم دوست دارم همه چیز رو پاک کنم تا میخوام یه چیزی بنویسم وبلاگ پر میشه از کامنت های نامربوط با بدترین و رکیک ترین لحن اخه چرا من چه بدی در حق شما ها کردم که این همه کینه و عقده از من دارید

سه شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۳ | 2 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

فیلم مزایای گوشه گیری رو دیدم ،میشه گفت فیلم خیلی جذابی بود و توصیه میکنم ببینید

برچسب‌ها : GOOD MOVIE 🎬
دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۳ | 1 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

چرا انقدر اروم حرف میزنم چرا یه جوری رفتار میکنم که مضطرب به نظر بیام چرا من تو چنین مواقعی بی اعتماد بنفس ترین ادم دنیا میشم اخه چرا

یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۳ | 7 AM | ماهرنگ خوشگله :") | 

بهم زنگ زده میگه چند روزپیش بهم زنگ زده بودی ولی کار داشتم گفتم الان بهت زنگ بزنم گفتم مطمئنی من زنگ نزده بودم گفت اشکالی نداره اوکی خواستم عیدت تبریک بگم خانم علیزاده گفتم ببخشید ولی نشناختم (از قصد گفتم)بعد گفتم اهان یادم اومد فکر کنم باید اقا امیرسام باشید عید شما هم مبارک خدانگهدار .

گاهی دلم میسوزه برای ادم هایی که تمام تلاششون رو میکنن تا تو خاطره یه نفر زنده بمونند و با این که میدونند امکان بازگشت به گذشته نیست خودشون رو توی برزخ نگه میدارن:(

شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۳ | 7 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

سهیل بدجوری سرما خورده و من به رسم عاشقی پاشودم براش سوپ درست کردم و هر چیزی که سرما خوردگی رو خوب میکنه رو ریختم توی سبد و اسنپ گرفتم رفتم منزل پدریش،رفتم دیدم داره ماشین میشوره یکمی کمکش کردم بعد هم یه ربعی منتظر موندم تا حامد اجازه ورود به خونه رو بده فکر کنم خونه عملا منفجر شده بود براشون شام درست کردم یه جارو برقی ساده هم کشیدم و کلی معاشرت کردیم خلاصه خوب بود شب هم برگشتم ،خانواده جدیدم رو دوست دارم و حس میکنم میتونم حال بهتر رو کنارشون تجربه کنم

شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۳ | 12 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

من و جناب همسر داریم از ماه عسل برمیگردیم: )

چهارشنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۳ | 6 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

چقدر دلم میخواد ساعت ها با خاله گلناز وقت بگذرونم حضور رو خیلی دوست دارم بوی عطری که میزنه مدل خندیدنش و تمام نکات ظریف شخصیتش رو خیلی دوست دارم

پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۳ | 11 AM | ماهرنگ خوشگله :") | 

ای که به عشقت زنده منم

سهيل جانم

https://uupload.ir/view/mohammad_esfehani_-_mehro_mah_(320)_nj5j.mp3/

پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۳ | 10 AM | ماهرنگ خوشگله :") | 

خوش میگذره مهسا من جانک موندیم خونه ننه و بقیه رفتن عید دیدنی خونه خاله که آستارا زندگی میکنه امروز خواستیم اتیش درست کنیم باد نزاشت بعد فیلم دیدم اسمش فکر کنم درخشش ابدی یک ذهن پاک جالب بود با سهیل چند بار دعوا کردم سر چیز هایی که واقعا مهم نبودن اما بعدا درست میشه به قول خوش ما میتونیم رد بشیم ّ

یکشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۳ | 1 AM | ماهرنگ خوشگله :") | 
بیوگرافی

تو زیبایی و این هیچ ربطی به زیبای ات ندارد♡
لینک های مهم
نوشته‌های پیشین
برچسب‌ها
کد
طراحی شده توسط بلک تم