پعد این همه روز مامان بزرگ خوب نشده هنوز توی بدنش لخته خون هستش و ریه هاش امبولی کرده و مامان مونده پیشش شهرستان و ما اینجا خیلی دلم براش تنگ شده امروز پریود شدم و خیلی درد دارم خونه مسکن نداریم سهیل هم سرکاره جانک رفته دانشگاه من موندم درد که خوب شدن نداره از همسایه قرص گرفنم بعد دلم گرفته بود با مامان حرف میزدم گریه کردم بعد که دوباره زنگ زدم دایی جواب داد و میگفت چرا گریه میکنی مگه بچه هستی من فقط دلم تنگ شده دوست داشتم ماه اول زندگیم مامانم پیشم باشه از طرفی واقعا دردم خیلی خیلی شدبده کاش این روز ها تموم بشه مامان بزرگ خوب بشه مامان برگرده خونه
