ماهرنگ🌘

مینویسم تا یادم نره :)

پعد این همه روز مامان بزرگ خوب نشده هنوز توی بدنش لخته خون هستش و ریه هاش امبولی کرده و مامان مونده پیشش شهرستان و ما اینجا خیلی دلم براش تنگ شده امروز پریود شدم و خیلی درد دارم خونه مسکن نداریم سهیل هم سرکاره جانک رفته دانشگاه من موندم درد که خوب شدن نداره از همسایه قرص گرفنم بعد دلم گرفته بود با مامان حرف میزدم گریه کردم بعد که دوباره زنگ زدم دایی جواب داد و میگفت چرا گریه میکنی مگه بچه هستی من فقط دلم تنگ شده دوست داشتم ماه اول زندگیم مامانم پیشم باشه از طرفی واقعا دردم خیلی خیلی شدبده کاش این روز ها تموم بشه مامان بزرگ خوب بشه مامان برگرده خونه

سه شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴ | 3 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

پعد این همه روز مامان بزرگ خوب نشده هنوز توی بدنش لخته خون هستش و ریه هاش امبولی کرده و مامان مونده پیشش شهرستان و ما اینجا خیلی دلم براش تنگ شده امروز پریود شدم و خیلی درد دارم خونه مسکن نداریم سهیل هم سرکاره جانک رفته دانشگاه من موندم درد که خوب شدن نداره از همسایه قرص گرفنم بعد دلم گرفته بود با مامان حرف میزدم گریه کردم بعد که دوباره زنگ زدم دایی جواب داد و میگفت چرا گریه میکنی مگه بچه هستی من فقط دلم تنگ شده دوست داشتم ماه اول زندگیم مامانم پیشم باشه از طرفی واقعا دردم خیلی خیلی شدبده کاش این روز ها تموم بشه مامان بزرگ خوب بشه مامان برگرده خونه

سه شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴ | 3 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

روز های اولی که خونه خودمون هستیم نمیدونم چیکار کنم هم چای ساز و هم قهوه ساز خراب کردم یعنی اب خورده بهشون لباس شویی رو هم چون خودمون وصل کردیم یه جوری شده همش تکون میخوره سهیل رفته ماشین سرویس کنه امروز میریم ماه عسل راستش دلم نمیخواد برم کلی کار خونه هنوز مونده و من نگرانم کافی بار و جزیره آشپزخونه رو هنوز سفارش ندادیم یه سری خورده ریز هنوز مونده فرش رو نگرفتیم و هز طرفی خیلی خیته و کسل هستم نمیدونم جیکار کنم م

مامان بزرگ روز عروسی ما زمین خورد و از اون روز توی بیمارستان بستری ریش آب اورده و کف پاش شکسته همش خودم سرزنش میکنم

خلاصه عجیبه همه چیز

چهارشنبه ۲ مهر ۱۴۰۴ | 10 AM | ماهرنگ خوشگله :") | 
بیوگرافی

تو رو دوست دارم و این دوست داشتن حقیقی است که مرا به زندگی دلبسته میکند
لینک های مهم
نوشته‌های پیشین
برچسب‌ها
کد
طراحی شده توسط بلک تم