ماهرنگ🌘

مینویسم تا یادم نره :)

اومدم مسجد اما امادگی روحی نماز خوندن ندارم با اینکه فکر میکردم میتونم ،تصمیم گرفتم یه گوشه مسجد بشینم و نماز خوندن بقیه رو نگاه کنم .

سه شنبه ۲۶ تیر ۱۴۰۳ | 12 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

خلاصه که تولد مبارک یادگاری قشنگ یکسالِ که همدم بودی و کنارت بزرگ شدم❤️

برچسب‌ها : تولد وبلاگم❤️
شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۳ | 10 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

زنانی هم داستان و شروعی بخاطر عشق. اما سالها بعد دچار فرسودگی میشن که ناشی از مسئولیت ها زندگی متاهلی و دنبال احساساتی هستن که بخاطرش شروع کردن اما روزمرگی زندگی اون احساسات رو کم رنگ کرده ، و در ادامه هر کدوم مسیر متفاوتی رو طی میکنن این فیلم ها درست انگار در ادامه فیلم های ساخته شدن که دوشخصیت اصلی داستان به هم میرسن و منو یاده یه جمله از پونه جان مقیمی میندازه" رابطه ها پس از پایان شروع، تازه راهشان آغاز میشود". پیشنهاد میکنم که ببینید ادامه مسیر هر کدوم از شخصیت ها رو مقایسه کنید،. توی فیلم پس از نیمه شب جسی به سلین میگه "زندگی واقعی همینه درست کامل نیست ولی واقعی" که به نظرم درست ترین چیزی بود که تا الان شنیدم .

برچسب‌ها : GOOD MOVIE 🎬
جمعه ۲۲ تیر ۱۴۰۳ | 12 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

تا الان دید تخم مرغ اب پز منفجر بشه ،دیروز سهیل بیدارم کرد گفت یه صدای از اشپزخونه میاد انگار یچیزی ترکید میشه بری چک کنی رفتم و با عجیب ترین صحنه اشپزی مواجه شدم ۶ تخم مرغ ترکیده بودن و کل در دیوار اشپزخونه رو به گند کشیده بودن فکر کنید هود پره زرده تخم مرغ شده بود سماور انگار لباس زرد پوشیده بود🤣 بعد دو ساعت داشتیم با سهیل اشپزخونه تمیز میکردیم

پنجشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۳ | 1 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

Spring🌸

Summer 🍒

Fall🍂

Winter❄️

یکشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۳ | 4 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

امروز دوتا امتحان دادم تا ۴ دانشگاه بودم بعد اومدم خوابیدم الان بیدار شدم، فردا امتحان امار و احتمال دارم درحالی که حتی یک کلمه هم نتونستم بخونم ،الان چیکار کنم🥺 ، و البته هنوز امتحانات به قوت خودش پابرجاست،

پ ن :همه استرسی که داشتم با یکه جمله سهیل تبدیل شد به انرژی گفت ببینم چیکار میکنی ،خب من به قول ح جانم از گراز کمتر اگه ۲۰ نشم

شنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۳ | 9 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

ما امروز در کشورمان انتخابات به معنای مدرن آن نداریم. البته ابزاری برای انتخاب بسیار محدود یکی از مدیران عملیاتی میانی بر اساس سلیقهٔ‌ آقای جنتی – که به او رئيس جمهور گفته می‌شود – در دسترس است. همین و نه بیشتر. اما در همین کشور بدون انتخابات مدرن، دموکراسی می‌تواند وجود داشته باشد. کافی است همهٔ ما باور داشته باشیم که هر کس به اندازهٔ‌ یک رأی (رأی به موثر بودن یا نبودن صندوق در هر لحظه مشخص از تاریخ) می‌تواند مختار باشد.

جمعه ۱۵ تیر ۱۴۰۳ | 5 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

شرکت در مرحلهٔ اول هر چه بالاتر بود، نشان‌دهندهٔ اعتماد مردم به ساختار بود. شرکت در مرحلهٔ دوم هر چه بالاتر باشد، صرفاً‌ نشان‌دهندهٔ ترس مردم از انتخاب کسی همسو‌تر با ساختار است.

جمعه ۱۵ تیر ۱۴۰۳ | 1 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

چرا پزشکیان؟‌ به دو علت. علت اول احساسی و علت دوم منطقی است. علت اول این که پزشکیان در این سال‌ها می‌تواند نقش همان میکروفنی را ایفا کند که در مناظره جلوی فاضلی بود. اگر روشن بماند، حرف‌های معقول‌تری از آن در می‌آید و اگر به گوشه‌ای پرت شود، نمایش جذابی از وضع واقعی ماست. علت دوم هم این که یک «توپ تنش» در فوتبال سیاسی کشور ما وجود دارد که مدام به این سو و آن سو پرت می‌شود. در دوران رئیس‌جمهور اصول‌گرا این توپ در خیابان‌ها خواهد بود. با فشار بر سبک زندگی، با فشارهای روانی مضاعف به مردم. با مشکلات اقتصادی و سیاسیِ مضاعف. حضور پزشکیان در قدرت، توپ تنش را به سمت ساختار شوت می‌‌کند. حالا که این آدم داوطلب شده، اصلاح‌طلب‌های بی‌کار و بی‌جا هم سرشان درد می‌کند. خودشان با ساختار سرگرم شوند و ببینند چه می‌کنند. ما هم در همین قله‌های پیشرفت که طی چند دهه برایمان ساخته‌اند، می‌بینیم و سیاحت می‌کنیم.

چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۳ | 12 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

با مایی که نصف همکارمون اکثر همکلاسی دانشگاهمون نصف فامیل هامون مهاجرت کردن حرف از اینکه خوب عمل کردیم و کشور درست کردیم حرف نزنید ،با مایی که بار ها بغضمون توی فرودگاه امام ترکیده از سبک زندگی با تحریم حرف نزنید ما خسته شدیم ، حداقل رای میدم به ادمی که درک میکنه چقدر رفتن از این خونه سخته و درک میکنه کی اینجا رو نا امن کرد بله به ادم شعار زده رای نمیدم

چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۳ | 12 AM | ماهرنگ خوشگله :") | 

یه وقت ها یه شیشه عطر خالی قدیمی برای ادم با ارزش تر از ده ها ادکلن چند میلیونی میشه❤️‍🩹،شیشه که به هر مغازه داری نشون دادم نفهمین مال کدوم ادکن و بوش رو نمیفهمم ولی من با بو کردنش خیلی راحت حسش میکنم چی میشه که اینجوری میشه🥺،کاش یه روزی یه شیشه از این عطر رو پیدا کنم یکی از بزرگ ترین ارزو هام❤️

برچسب‌ها : اکلیلی🌋❤️
سه شنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۳ | 9 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 
برچسب‌ها : مت, دوازدهم تیر
سه شنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۳ | 12 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

واحد ساختمان روبه روی ما دقیقا همون طبقه که ما میشینم یه پیر مرد مهربون بود که فوت کرده و امروز بعد چند وقت بچه هاش اومدن خونه پنجره خونه باز همه سیاه پوشیدن و گویا مهمون دارن و هم زمان من دارم بخش مالیات بر ارث رو میخونم به نظرم جالبه این هم زمانی

دیگه به بزرگی خودت ببخشید که انقدر نگارش من ضعیفه😅 شاید بعدا بیام درست تر بنویسم

دوشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۳ | 10 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

قشنگ ترین دسته گلی که جناب یار برام خرید

برچسب‌ها : مت, لحظه نگار
یکشنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۳ | 6 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

قرار واسه حامد بریم خواستگاری 💃💃،کی فکرش میکرد حامد پسری باشه که دوست دخترش گردن بگیره !؟ هیچ کس

شنبه ۲ تیر ۱۴۰۳ | 7 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 
بیوگرافی

تو رو دوست دارم و این دوست داشتن حقیقی است که مرا به زندگی دلبسته میکند
لینک های مهم
نوشته‌های پیشین
برچسب‌ها
کد
طراحی شده توسط بلک تم