ماهرنگ🌘

مینویسم تا یادم نره :)

تو اسانسور هزار بار با خودم تکرار کردم یه خانوم باشخصیت نه زیاد ذوق زده میشه نه زیاد عصبی ولی تا در ساختمون باز کردم و دیدم پایین پله ها وایساد نمیدونم با چه سرعتی دویدم و محکم بغلش کردم ،خلاصه که اگه ریده بودم به از این بود🤣 ،همیشه اینطوره نمیتونم خودم کنترل کنم و احساتم خیلی زود نشون میدم

چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۲ | 1 AM | ماهرنگ خوشگله :") | 

عملا فشار کاری سهیل داره نابودش میکنه بعد با این شرایط حاضر نیست یه جلسه از تمریناتش عقب بمونه فکر کن ساعت ۳ نصفه شب داشت تمرینات شکم و پا رو انجام میداد برام باعث افتخاره اما نگران کننده هم هست

چهارشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۲ | 10 AM | ماهرنگ خوشگله :") | 

دیروز جناب رئیس به عنوان مهمان باهام اومد سر کلاس خیلی حس خوبی داشت این مدلی بود که مرکز توجه بود یهو وسط کلاس گفت ماهرنگ جان من باید برم یه تماس مهم دارم تو ماشین منتظرتم ،نمیدونم این همه مهرش رو پای چی بزارم البته خودش میگه تو برای مثل یکی از اعضای خانوادم میمونی. بعد کلاس برگشتیم شرکت این روز ها مشغول بستن حساب تسویه حساب و غیره هستیم ، دلتنگتم سهیل جانم

سه شنبه ۸ اسفند ۱۴۰۲ | 10 AM | ماهرنگ خوشگله :") | 

بنده توان خداحافظی با لباس های زمستونی که نو موندن رو ندارم

شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲ | 11 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

ماکارانی پختم خدا کنه خوش مزه بشه چون خیلی مهمه اولین غذایی که برای پدر سهیل میپزم😥

جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ | 1 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

از حرف زدن تو جامعه خجالت نکش دختر .

از خندیدنت خجالت نکش دختر .

از رنگ پوستت خجالت نکش دختر .

از مدل اندامت خجالت نکش دختر .

از قدت خجالت نکش دختر .

از وجودت خجالت نکش دختر .

قرار نیست باب میل کسی باشی و توسط کسی پذیرفته بشی به غیر از خودت. پس عزیزم خودتو دست کم نگیر همه جوره با هر شخصیتی و ظاهری که داری خودتو باور داشته باش .

پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲ | 7 AM | ماهرنگ خوشگله :") | 

چشمان مامان بهتره شده، مامان برزگ روز های اخری که خونه ما و دم عید میره خونه خودش، بابا امروز واسه روز جوان یه جعبه نون خامه ای برام گرفته بود، سهیل رفته ختم زن عمو باباش شهرستان و بی نهایت دلتنگش هستم ،کلاس های دانشگاه تشکیل نمیشن الکی میرم اعصابم خورد میشه برمیگردم ،درگیر این لباس عید چی بخرم، ماه پیش یازده تومن پول خرج کردم :) نسبت به ماه قبلش خیلی کم خرج شدم:) همکار سابقم بهم پیشنهاد کار تازه داد اما قبول نکردم ،حس میکنم میگرن گرفتم چون سردرد دارم همش دندون قروچه دارم و همه بهم میگن خیلی رو مخه اما دست خودم نیست یکمی نگران دندون هام هستم اقا حامد شاید اردیبهشت ماه با دوست دخترش ازدواج کنه و من نگرانم چی بپوشم

پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲ | 1 AM | ماهرنگ خوشگله :") | 

شدید دچار نوسان خلقی شدم😥😒

پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲ | 12 AM | ماهرنگ خوشگله :") | 
بیوگرافی

تو رو دوست دارم و این دوست داشتن حقیقی است که مرا به زندگی دلبسته میکند
لینک های مهم
نوشته‌های پیشین
برچسب‌ها
کد
طراحی شده توسط بلک تم