ماهرنگ🌘

مینویسم تا یادم نره :)

به نظرتون به شوهرم بگم تو کوچه یه گربه مزاحمم میشه

چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۴ | 2 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

حس میکنم خیلی عقب هستم به عنوان یه دانشجو اونجوری که باید نتونستم از استاد هام یاد بگیریم واقعا باید سبک زندگیم عوض کنم و تایم بیشتری صرف مطالعه بکنم شاید تونستم خیلی زیاد با عنوان یه شخص که دانشجوی رشته سختی مثل حسابداری هستم هیچی بلد نیستم یعنی اینقدر کم از بازار مالی میدونم که فرقی با کسی که داره الان فلسفه میخونه ندارم توی این بازار انگار بیست گرفتن مهم نبود مدل الف بودن افتخار نداره وقتی چیزی از بازار ندونی

پنجشنبه ۸ آبان ۱۴۰۴ | 10 AM | ماهرنگ خوشگله :") | 

دارم دعا میکنم تا برسم خونه قرمه سبزی عزیزم نسوزه ،امروز چون کلاس هام کنسل شدن جز یکی تصمیم گرفتم غذا درست کنم این میشه دومین قرمه سبزی که توی خونه خودمون درست کردم ،خونمون خیلی دوست دارم ا

سه شنبه ۶ آبان ۱۴۰۴ | 6 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 
سه شنبه ۶ آبان ۱۴۰۴ | 4 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 

صبح که سهیل رفت گفتم منم به کار های خونه برسم لباس چرک ها رو دو دسته کردم اول مشکی ها رو رختم که چند تا دونه بودن و بعد لباس روشن ریختم مثل حوله و تیشرت های سفید الان یادم افتاده یه تیشرت مشکی داخل ماشین مونده بین اون همه لباس سفید از همه مهم تر حوله عزیزم حالا نیم ساعت از شستشو ماشبن مونده و خیلی استرس دارم اگه یه درصد هم اون لباس رنگ بده هم لباس هام خراب میشه😭🥺😂

سه شنبه ۶ آبان ۱۴۰۴ | 10 AM | ماهرنگ خوشگله :") | 
بیوگرافی

تو رو دوست دارم و این دوست داشتن حقیقی است که مرا به زندگی دلبسته میکند
لینک های مهم
نوشته‌های پیشین
برچسب‌ها
کد
طراحی شده توسط بلک تم