چرا قهری
بهم گفتی که زود باش داستانت تعریف کن
مینویسم تا یادم نره :)
چقدر دلتنگ اینجا بودم :)
راستش اول دلم برای کیمیا تنگ شد رفتم وبلاگش نگاه کنم که یه پست قدیمی ازش خوندم و دلم برای نوشتن تنگ شد
چند روز مونده به کنکور جانکم و عزیز دلم پر از استرس و بخاطر همین ما هم نگرانیم زندگیم مدلش عوض شده
بابا امشب خونه نیست رفته پردیس
دوست دارم ۱۵ اردیبهشت کاشان باشم اما قیمت هتل ها ماشالله خیلی گرون هنوز به سهیل نگفتم
