چند روز رو در انکار اساس کشی گذروندم و صبح ها زود میرفتم خونه مامانم اینا و سعی میکردم با گوشی یا رنگ امیزی خودم سرگرم کنم 😅،اما اگه اینجوری ادامه بدم همه کار هام میمونه و اهمال کاری آخر سر همه چیز خراب میکنه پس تصمیم گرفتم یه برنامه بریزم و اروم اروم وسایلم جمع کنم .این فصل از زندگی ما ،فصل ساختمان بنفشه داره تموم میشه و من باید به خودم بیام و جمع جور کنم به امید یه خونه جدید پر از عشق و حال خوب .مطمئنم یه خونه خوب منتظر ما هستش :)
رفتم همه کابینت ها ی اشپزخونه باز کردم چند بار بشکن زدم🤌🏻 که همشون جمع بشن برن داخل کارتون ها جواب نداد 😅 .دلم نمیخواد مامانم اذیت کنم میخوام خودم انجامش بدم =)
