ماهرنگ🌘

مینویسم تا یادم نره :)

امروز دوست داشتم :) مامانم جانک اومدن خونمون ،کل روز سهیل زنگ میزد و سعی میکرد یه چیز بامزه تعریف کنه:)، چیتان پیتان کردم💅 ابرو هام از تیمور به ماهرنگ برگشت ، دست پخت سهیل هم که نگم چقدر خوب بود :)برام نوشابه شیشه ای خریده بود 💃

اما من استرس گرفتم حالا نه استرس خونه استرس اینکه الان رنگ ناخنم خوب شده یا نه ،بله کمال گرایی همه جا منو پیدا میکنند و شکنجه میده🫠

اگه بگید چه دغدغه مسخره و ساده ای امیدوارم زندگی بعدی ماهی قرمز سفره هفت سین بشید🙂

دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵ | 11 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 
بیوگرافی

تو زیبایی و این هیچ ربطی به زیبای ات ندارد♡
لینک های مهم
نوشته‌های پیشین
کد
طراحی شده توسط بلک تم