آدم ها شاید کمتر حواس شان باشد که اسباب کشی چه دین بزرگی به گردن شان دارد که باور موقت بودن چه لطفی به زندگیشان میکند که عادت به یک جا ماندن چه قدر خرده ریز دست و پاگیر روی سرشان می ریزد.
و آخ به آدم گرفتار عادت آدم و هم زده ای که گمان می کند همه چیز همیشه همان جا و همان طور می ماند که یاد نمی گیرد چیزهای دور ریختنی زندگی اش را دور بریزد. انسان پوک پر از اعتماد آخ از لحظه ای که باید برود که باید زندگی اش را بریزد توی چندتا کارتن پشت یک کامیون جا بدهد و از خانه ای به خانه ای دیگر برود. یا از آدمی به آدم دیگر.
بخشی از کتاب دال دوست داشتن حسین وجدانی
