ماهرنگ🌘

مینویسم تا یادم نره :)

نیم ساعتی میشه که اومدیم خونه چون میدونستم دیر میاد رفته بودم خونه مامانم اینا و همونجا خوابیده بودم :) ، معده درد گرفته بخاطر همین هم توی حالت خواب بیداری دمنوش درست کردم و منتظرم سرد بشه تا بیدارش بکنم بخوره بعد بخوابم ،صفت فلج کننده که روی ترس یا شرم میزارن درسته یه نماده اما من واقعا خیلی پاهام درد میکنه و همش از فشار روحی که امروز بهم وارد شد :(،خیلی بی ربط باید بگم کیفی که سفارش داده بودم امروز رسید جایگزین مناسب توت بگ و اون حالت شلخته نداره خیلی جا داره که به قیافش نمی یاد .بعدا عکسش میزارم تا اگه خوشتون اومد بخرید .تیر هم خوب یا بد تموم شد حالا ببینیم مرداد قرار چطوری باشه =)

پنجشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۵ | 3 AM | ماهرنگ خوشگله :") | 
بیوگرافی

تو زیبایی و این هیچ ربطی به زیبای ات ندارد♡
لینک های مهم
نوشته‌های پیشین
کد
طراحی شده توسط بلک تم