ماهرنگ🌘

مینویسم تا یادم نره :)

امروز قرار نهار بریم خونه پدر شوهرم ،دیشب زنگ زده میگه ماهرنگ تو قرمه سبزی با چه لوبیایی دوست داری که اون مدلی درست کنم😇 .هر زنگ میزنه و حالم میپرسه ، بعضی وقت ها بیشتر از یک ساعت تلفنی حرف میزنیم ،خلاصه انقدر مهربونه این مرد 🥰 خدا میدونه ❤️

جمعه ۲۶ تیر ۱۴۰۵ | 11 AM | ماهرنگ خوشگله :") | 
بیوگرافی

تو زیبایی و این هیچ ربطی به زیبای ات ندارد♡
لینک های مهم
نوشته‌های پیشین
کد
طراحی شده توسط بلک تم