ماهرنگ🌘

مینویسم تا یادم نره :)

حال این روز هام همون هوای بهاری ، چند روز دست به سیاه سفید نزدم همه جا بهم ریخته نامرتبه اما برام مهم نیست این بهم ریختگی یه آرامشی داره که تمیزی بهم نمیده وقتی همه جا تمیز نمیشه یه جا کثیف بمونه ولی وقتی همه جا نامرتب یه جا مرتب میشه حس خوبی بهم میده 😅 ،دیروز اشپزی کردم و امروز هم اشپزخونه تمیز کردم واسه شام هم همون غذای دیشب داغ میکنم ، بهم میگه اصلا تمیز بودن خونه به چشمم نمی یاد خب راست هم میگه مگه اصلا خونه میاد که ببینه پس وقتی دل خودم با همین نامرتبی مشکلی نداره پس بزار همینجوری بمونه ،خونمون کسی نمی یاد حامد و فاطمه درگیر امتحان ارشد حامد خونه که خریدن تدارک عروسی و کلی چیز دیگه هستن پدر سهیل هم که هر روز دو ساعت تلفنی با من حرف میزنه نیازی نمیبینه باید حضوری سر بزنه ، مادر و خواهرم هم همش میگن تو بیا اینجا، دوست های خودم هی دعوت کردم نیومدن گفتم شاید راحت نیستن بیخیال شدم ،میمونه دوست های سهیل که دوست دارن بیان ولی سهیل خوشش نمی یاد ،پس همون واسه دل خودم اینجا رو تمیز میکنم 🙂،زنگ زد گفت دیر تر میاد مشکلی ندارم با این موضوع مشکل من اینکه میدونه تا آخر سال قرار نیست صورت وضعیت رو وصول کنن و براش فرقی نمیکنه خوب هر روز صبحانه تخم مرغ میخوره ،بخاطر کارش رستوران خوب میره واسه نهار شام هم اکثر وقت ها نمیخوره ،اما من موندم یه یخجال خالی که هیچی توش نیست من موندم روتین پوستی که تموم شده نمیتونم بخرم من موندم پس اندازم که به ته کشیده و کلی چیز دیگه

پ ن :میدونم خیلی غر زدم اما اینجا مینویسم که حداقل یکم دلم خالی بشه اومد خونه بد اخلاقی نکنم باهاش اونم جز من کسی نداره ،زندگی دیگه خودم انتخاب کردم کسی زورم نکرده که دوستش دارم با همه که نقص ها و هر مدلی که باشه منم کمبود دارم منم کامل نیستم مهم اینکه مال هم هستیم بقیه اش رو هم یا درست میشه یا نمیشه چه فرقی داره

سه شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵ | 8 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 
بیوگرافی

تو رو دوست دارم و این دوست داشتن حقیقی است که مرا به زندگی دلبسته میکند
لینک های مهم
نوشته‌های پیشین
کد
طراحی شده توسط بلک تم