ماهرنگ🌘

مینویسم تا یادم نره :)

امروز همسایمون ن داشتن یه سال منتظر این حلیم بودم 🥰مثل همیشه خوشمزه یه جون به جون هام اضافه شد

همسایمون سالاد ماکارانی آورده بود خیلی خوش حال شدم چون خودم تنبلی میکنم واسه درست کردنش

دل میخواست با سهیل میرفتم اما میدونستم نمیتونم اونجوری که میخوام راحت باشم و قرار معذب بشم کنار دوستاش نرفتم

سه ساعت جانک قشنگ داره با هوش مصنوعی‌ صحبت میکنه همون چند کلمه که قبلا حرف میزدیم رو هم نداریم :/

هیچ کس جزوه نداره و من موندم با امتحانی که از رگ گردن نزدیک تره و منی که حوصله ام نمیکشه درس بخونم از ترم مجازی متنفرم

برچسب‌ها : شکمو
چهارشنبه ۳ تیر ۱۴۰۵ | 4 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 
بیوگرافی

تو زیبایی و این هیچ ربطی به زیبای ات ندارد♡
لینک های مهم
نوشته‌های پیشین
کد
طراحی شده توسط بلک تم