ماهرنگ🌘

مینویسم تا یادم نره :)

توی عالم خودم خواستم امروز که سهیل خونه هستش یه غذای متفاوت درست کنیم❤️ یکمی خوش بگذره خب پیراشکی گوشت انتخاب جذابی بود از قبل یه بسته نون پیراشکی خرید ه بود پس دست به کار شدیم خیلی هم خوشگل پیچیدیم گذاشتیم توی فر خیلی ناز قشنگ پختن🥰 تا اینجا همه چیز رویایی بود💃

اما میرسم به اصل مطلب بنده یادم رفته بود تاریخ خمیر پیراشکی چک کنم بله متاسفانه تاریخش گذشته بود و یه مزه خیلی ترش و حال بهم زنی میداد 🤣🤣 و تمام زحمات ما از بین رفت و نهار بربری فریز شده با سس خوردیم و همه پیراشکی خوشگل بد مزه رو ریختیم دور

وقت رقص دونفره عاشقانه به یاد روز عروسیمون بچه اومد منو بلند کنه بچرخونه نمیدونم چکار کرد که پای چپم خیلی درد گرفت و الان نمیتونم درست راه برم 😅

ترجیح ما فعلا دوستی تا هر رفتار عاشقانه که پایان تلخ بسازه🤣

پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ | 9 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 
بیوگرافی

تو زیبایی و این هیچ ربطی به زیبای ات ندارد♡
لینک های مهم
نوشته‌های پیشین
کد
طراحی شده توسط بلک تم