ماهرنگ🌘

مینویسم تا یادم نره :)

همش تمرین میکنم اومد خونه گیر ندم چرا دیر میایی بعد تا میاد خونه یه کلمه میپرسه چرا بی حالی سریع با حالت عصبانی میگم از بس دیر میایی خسته شدم حالا دیگه میخوام حداقل خودم حفظ کنم نگه چند وقت خرید درست حسابی واسه خونه نرفتیم و یخجال خالی شده

از ۶ صبح بیدارم و خب بی حال میشه آدم اما گفتم شام بزارم شاید یه نمه بچم فکرش کم بشه انقدر قسط چک ریخته رو سرش که حد نداره

از جذابیت های این ماه ها اینکه همیشه نوشیدنی طبیعی درست کنی بزاری تو یخجال و وقتی از بیرون برگشتی حسابی به جونت بچسبه

سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ | 10 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 
بیوگرافی

تو زیبایی و این هیچ ربطی به زیبای ات ندارد♡
لینک های مهم
نوشته‌های پیشین
کد
طراحی شده توسط بلک تم