ماهرنگ🌘

مینویسم تا یادم نره :)

من و فاطمه یک سال تفاوت سنی داریم اما اون از من خیلی پخته تر و هر مردی میتونه خوشبخت بکنه به قولی هم زندگی جمع کنه هم خوشگل هم با وقار خلاصه تمام معیاره و حامد کنارش مرد بودن یاد گرفته .ولی من شدید مثل بچه ها رفتار میکنم و حس ناکافی بودن دارم همش خودم مقایسه میکنم با فاطمه مثلا توی این چند سال حامد مجبور کرده براش کلی طلا بخره الان هم طلا فروخت خونه خریدن حالا من سهیل هر کاری میکرد که تورو خدا بزار برات طلا بخرم من قبول نمیکردم .اصلا همین الان هم مثالی که زدم بچگونه بود دلم میخواد یه زن زندگی باشم به خودم برسم زندگی جمع کنم و بالغانه رفتار کنم اما در نهایت کسی میشم که سهیل به چشم بچه بهش نگاه میکنه ،حس میکنم سهیل لایق یه دختر مثل فاطمه بود نه من ، تو چند سال که کنارشم نتونستم کمکش کنم پیشرفت بکنه

چطوری یه بزرگسال باشم نه یه بچه ؟؟؟

سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ | 1 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 
بیوگرافی

تو زیبایی و این هیچ ربطی به زیبای ات ندارد♡
لینک های مهم
نوشته‌های پیشین
کد
طراحی شده توسط بلک تم