ماهرنگ🌘

مینویسم تا یادم نره :)

پنجره بازه و یه باد خنکی میاد داخل خونه روی مبل دراز کشیدم و پاهام گرفتم جلو سرما حس حال هوای بهاری رو داره پاک تمیز ولطیف🤍🌸🧼🛁 و منو میبره به عید های دوران کودکی هوای اردبیل توی بهار یه همچین چیزی با این تفاوت که برف همه جا رو گرفته به صبح هایی که میرسیدیم روستا شروع میکردیم همه جا رو تمیز کنیم فکر میکنم . در یکی از خاطره های دورم حسین رو میبینم که داره برف کوچه رو پارو میکنه و با همون لحجه شیرین و لبخند مهربوش میگه دختر دایی کی اومدید خوش اومدید بعد میرم خونه زن عمو خورشید توی حیاطشون یه سرسره یخی درست شده از برف و به زور خودم نگه میدارم که با لباس نو و کفش های پاشنه بلند لیز نخورم...

چقدر خوبه که انقدر کامل همه چیز یادم میمونه:")

حال هوای شهر شما چجوری ؟

دوشنبه ۸ دی ۱۴۰۴ | 10 AM | ماهرنگ خوشگله :") | 
بیوگرافی

تو زیبایی و این هیچ ربطی به زیبای ات ندارد♡
لینک های مهم
نوشته‌های پیشین
کد
طراحی شده توسط بلک تم