ماهرنگ🌘

مینویسم تا یادم نره :)

اولین بار که قیمه درست کردم چند سال پیش بود همون روز اتفاقی دایی اومده بود خونمون با برادر زنش و خیلی ذوق داشتم اما دایی تعریف نکرد اما برادر زنش خوشش اومد و باور نکرد اولین بارمه مامان هم خیلی دوست داشت دومین بار برای سهیل درست کردم ‌وقتی پاش شکسته یود و خونه ما میموند شبی که حامد قرار بود بیاد چقدر خوب شده بود بابام و اون دوتا یه قابلمه قیمه رو خوردن

شنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۴ | 1 AM | ماهرنگ خوشگله :") | 
بیوگرافی

تو رو دوست دارم و این دوست داشتن حقیقی است که مرا به زندگی دلبسته میکند
لینک های مهم
نوشته‌های پیشین
کد
طراحی شده توسط بلک تم