واحد ساختمان روبه روی ما دقیقا همون طبقه که ما میشینم یه پیر مرد مهربون بود که فوت کرده و امروز بعد چند وقت بچه هاش اومدن خونه پنجره خونه باز همه سیاه پوشیدن و گویا مهمون دارن و هم زمان من دارم بخش مالیات بر ارث رو میخونم به نظرم جالبه این هم زمانی
دیگه به بزرگی خودت ببخشید که انقدر نگارش من ضعیفه😅 شاید بعدا بیام درست تر بنویسم
