ماهرنگ🌘

مینویسم تا یادم نره :)

خب یه اخلاق خیلی بدی دارم که حتی برام سخته اینجا دربارش بنویسم ،برام نگاه بقیه هر چقدر هم که بگم مهم نیست مهمه ، از بچگی یهو از فضای دوست هام توی شهرستان جدا شدم و اومدیم تهران من که کلی دوست توی مدرسه داشتم یهو تنها شدم و برای اینکه بقیه باهام دوست بشن شروع به جلب توجه و خاص نشون دادن خودم کردم تا بقیه منو ببین و این عادت وکلی زخم دیگه مثل رویای پردازی برای دور شدن از واقعیت در کودکی باعث شد همین الان هم دنبال جلب توجه باشم دنبال متفاوت جلوه دادن خودم دنبال نگاه بقیه دنبال دست‌نیافتنی بودن دنبال اینکه خودم جذاب نشون بدم دیگه عمیقا خسته از این رفتار از اینکه باید اول مطمئن بشم چند نفر متوجه من هستن تا کاری انجام بدم همش بخاطر کودکی سختی که داشتم و الان هم نمیزار راحت باشم فعلا میخوام این رفتارم درست کنم و این مدلی فکر نکنم نیازمند کلی وقت انرژی اما من میتونم فقط باید برگردم به کودکی و اون رنج رو از وجودم خارج کنم بدونم من دیگه نیاز ندارم دوست داشنی جلوه کنم کسی نمیتونه من طرد کنه باید اون کودک اسیب پذیر که تحقیر شد تنها شد خسته بود رو توی خاطراتم پیدا کنم و بغلش کنم

برچسب‌ها : تا پخته شود خامی
سه شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ | 12 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 
بیوگرافی

تو رو دوست دارم و این دوست داشتن حقیقی است که مرا به زندگی دلبسته میکند
لینک های مهم
نوشته‌های پیشین
کد
طراحی شده توسط بلک تم