با مامان گلی رفتیم پارک براش کتاب اتاق ۶ اتنوان چخوف خوندم، بعد دیدم دلش میخواد خودش هم بخونه بخاطر همین ازش خواستم و یکی دو صفحه خوند انقدر ذوق تو چشمام هاش بود که میخواستم قربونش برم ،کاش بابا بزرگ میزاشت درس بخونه الان حتمی یه خانم معلم بود🥺 تو راه برگشت کلی توت خوردیم😋
ماهرنگ🌘
مینویسم تا یادم نره :)
بیوگرافی

تو رو دوست دارم و این دوست داشتن حقیقی است که مرا به زندگی دلبسته میکند
لینک های مهم
نوشتههای پیشین
تیر ۱۴۰۵
خرداد ۱۴۰۵
بهمن ۱۴۰۴
دی ۱۴۰۴
آذر ۱۴۰۴
آبان ۱۴۰۴
مهر ۱۴۰۴
شهریور ۱۴۰۴
مرداد ۱۴۰۴
خرداد ۱۴۰۴
اردیبهشت ۱۴۰۴
فروردین ۱۴۰۴
دی ۱۴۰۳
آذر ۱۴۰۳
آبان ۱۴۰۳
مرداد ۱۴۰۳
تیر ۱۴۰۳
خرداد ۱۴۰۳
اردیبهشت ۱۴۰۳
فروردین ۱۴۰۳
اسفند ۱۴۰۲
بهمن ۱۴۰۲
دی ۱۴۰۲
آذر ۱۴۰۲
آبان ۱۴۰۲
مهر ۱۴۰۲
شهریور ۱۴۰۲
مرداد ۱۴۰۲
تیر ۱۴۰۲
خرداد ۱۴۰۵
بهمن ۱۴۰۴
دی ۱۴۰۴
آذر ۱۴۰۴
آبان ۱۴۰۴
مهر ۱۴۰۴
شهریور ۱۴۰۴
مرداد ۱۴۰۴
خرداد ۱۴۰۴
اردیبهشت ۱۴۰۴
فروردین ۱۴۰۴
دی ۱۴۰۳
آذر ۱۴۰۳
آبان ۱۴۰۳
مرداد ۱۴۰۳
تیر ۱۴۰۳
خرداد ۱۴۰۳
اردیبهشت ۱۴۰۳
فروردین ۱۴۰۳
اسفند ۱۴۰۲
بهمن ۱۴۰۲
دی ۱۴۰۲
آذر ۱۴۰۲
آبان ۱۴۰۲
مهر ۱۴۰۲
شهریور ۱۴۰۲
مرداد ۱۴۰۲
تیر ۱۴۰۲
کد