سخته اینجا بنویسم:( که سر چه موضوع بی خود و مسخره ای با سهیل قهر کردم اما مینویسم تا بعدا یادم بیاد که چقدر ناپخته بودم ، چون صبح جواب پیام نداد و بعدا هم بهم زنگ نزد باهاش قهر کردم تازه حین این دعوا و گله بهم گفت نهار نخوردم گفتم خب به من چه گفت ماشین ایران خودرو تحویل داد تبریک نگفتم اخرم گفتم بهت دیگه زنگ نمیزنم. اخه چرا بعضی وقت ها اخلاقم خیلی کودکانه میشه من واقعا میخوام از کالبود کودک بیام بیرون و مثل بزرگ سال ها رفتار کنم
و الان تصمیم اینکه زنگ هم نزنم
حس میکنم بهم اهمیت نمیده یا همش انتظار داره از من خب میگه منتظرم تو زنگ بزنی وای مگه مهمه کی زنگ میزنه چرا این شدیم ما برگشتیم به دوران مهد کودک
