ماهرنگ🌘

مینویسم تا یادم نره :)

شاید پر مهر ترین ادم فامیل عمه خانم باشه زنگ زده برام یه اهنگ و به قول ترک ها ماهنی ترکی خونده، صبح هم که زنگ زدم به پسر عمه تا اگه اوکی با هم بریم نمایشگاه بر فراز دشت تو موزه هنر معاصر عمه جواب داد کلی قربون صدقه ام رفت ،و کلا همیشه یه جور خاص مهربونه الان هم دارم میرم خونشون شاید شب رو هم بمونم اصلا قبول نکرد کلی به پسر عمه اصرار کرد که بدون ماهرنگ بیایی خونه راهت نمیدم

جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳ | 8 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 
بیوگرافی

تو رو دوست دارم و این دوست داشتن حقیقی است که مرا به زندگی دلبسته میکند
لینک های مهم
نوشته‌های پیشین
کد
طراحی شده توسط بلک تم