ماهرنگ🌘

مینویسم تا یادم نره :)

دلم میخواست الان حامله بودم و با بچه توی شکمم حرف میزدم باهم اهنگ گوش میکردیم براش کتاب میخوندم ، از بچگیم همیشه ترس اینو داشتم که بچه دار نشم نمیدونم چرا😶‍🌫️ اما من عاشق مادر شدم اونم حداقل مادر چهار تا بچه

جمعه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۳ | 10 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 
بیوگرافی

تو زیبایی و این هیچ ربطی به زیبای ات ندارد♡
لینک های مهم
نوشته‌های پیشین
کد
طراحی شده توسط بلک تم