ماهرنگ🌘

مینویسم تا یادم نره :)

بعد مدت ها یکی از دوستام زنگ زد پرسید چرا نمی‌آییم دانشگاه کجایی منم به دروغ داشتم🤥 میگفتم تهرانم و مریض حالم دقیقا همون لحظه خدا رسوام کرد و یه وانتی به زبون ترکی داشت میگفت دوز دوز غذا دوزی حیوان دوزی 🤣اونم فهمیدتهران نیستم زود قطع کرد😁 انقدر هم ناراحت شد حالا شاید از دلش رفتم در اوردم😅

پ ن۱ :دوز یعنی نمک

پ ن۲:

شنبه ۸ مهر ۱۴۰۲ | 6 PM | ماهرنگ خوشگله :") | 
بیوگرافی

تو زیبایی و این هیچ ربطی به زیبای ات ندارد♡
لینک های مهم
نوشته‌های پیشین
کد
طراحی شده توسط بلک تم